تبلیغات
پندگو: وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَى تَنفَعُ الْمُؤْمِنِینَ - بیایید همدیگر را دوست داشته باشیم! (1)
 
پندگو: وَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَى تَنفَعُ الْمُؤْمِنِینَ
پند و اندرز بده، زیرا پند و اندرز به مؤمنان سود می رساند
درباره وبلاگ


بسم الله الرحمن الرحیم
از اینکه از وبلاگ ما دیدن کردید بسیار سپاسگذاریم و امیدواریم مطالبی را که روی صفحه قرار میدهیم برای شما عزیزان مفید واقع شود
این وبلاگ هیچگونه وابستگی حزبی و سیاسی ندارد و هدف آن نشر عقاید صحیح اهل سنت و جماعت می باشد

مدیر وبلاگ : ابوخالد محمدی
نظرسنجی
شما روزانه چند صفحه از قرآن را تلاوت می کنید؟







  گردآوری: ابوخالد محمدی

انواع عشق و محبت کدام است؟

1. عشق به خداوند که اساس ایمان است و همچنین دوست داشتن رسول خدا صلی الله علیه وسلم.

 .2دوست داشتن در راه خدا، مانند برادری با مؤمنان و دوست داشتن همه آنان، اما محبت نسبت به تک‌تک آنان، بر اساس میزان ایمان و تقربشان به خداوند و اطاعت او، متفاوت است.

3. در کنار عشق به خدا، عشق به غیر او در دل جای گیرد این همان شریک قرار دادن غیر خدا در عشقی است که داشت آن نسبت به پروردگار بر ما واجب است، مانند عشق مشرکان به الهه شان. این عشق، خود اساس شرک است.

4. عشق طبیعی که انواع مختلفی دارد مانند دوست داشتن از روی احترام، مثل محبت نسبت به پدر و مادر.عشق از روی دلسوزی و ترحم، مثل دوست داشتن فرزند، دوست داشتن به خاطر وجود شباهت‌هایی متعدد مثل دوست داشتن سایر انسان ها و دوست داشتن فطری و ذاتی چون دوست داشتن غذا از دیگر انواع عشق طبیعی محسوب می شوند.


محبت خالصانه خدا و رسول

چرا باید نسبت به خدا و رسول او محبت خالصانه داشته باشیم؟

زیرا خداوند سبحان از چندین جهت شایسته ی چنین محبت خالصانه ای است:

او یگانه آفریدگار هستی و منشاء حیات و انسان است.

تمام نعمت‌های نهان و آشکار بی پایانش را به انسان بخشیده، این هستی عظیم و پهناور را به خاطر مصلحت او آفریده و آن را برایش رام و مسخر نموده است. همچنین قوانین و مقررات استوار و برنامه‌های اساسی را برای انسان فرو فرستاده است.

تنها اوست که نیاز نیازمندان را برآورده و ضرر و زیان را از بندگان دور می سازد. و بندگان به او نیازمند بوده و در حالی براو اعتماد و توکل دارند.

خداوند متعال می فرماید:

}قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَسَلَامٌ عَلَى عِبَادِهِ الَّذِینَ اصْطَفَى آللَّهُ خَیْرٌ أَمَّا یُشْرِکُونَ} [نمل:۵۹]

»بگو: خدا را سپاس می گویم و از او درخواست می نمایم که رحمت و مغفرت خود را بر بندگان برگزیده‌ی خویش نازل فرماید، آیا الله بهتر است یا آنچه آنان با او شریک می‌سازند؟»

}أَمَّن یَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ؟ وَمَن یَرْزُقُکُم مِّنَ السَّمَاء وَالْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَکُمْ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ} [نمل:۶۴]

»آیا معبودهای دروغین شما بهترند یا کسی که آفرینش را آغاز نموده و سپس آن را برگشت می دهد و کسی که از آسمان و زمین به شما روزی عطا می کند؟ آیا معبودی با خدا است، بگو: دلیل و برهان خود را بیان دارید اگر راست می گویید«.

پس تا زمانی که انسان مؤمن به این منزلت شایان از محبت و دوستی خداوند نرسد و خود را نیازمند او نداند و بر او اعتماد و توکل نکند و از او استمداد و یاری نجوید و در برابر نعمت‌های بی شمار او شکرگزار نباشد، او در ادعای محبت خداوندی صادق نبوده و حلقه‌ی ایمان خویش را گسسته است.

بعد از محبت و دوستی خداوند ضروری است که انسان مؤمن محبت و دوستی خود را نسبت به پیامبر صلی الله علیه وسلم خالص گرداند که این شخصیت وارسته نیز از چندین جهت شایان چنین محبتی است:

چون او کامل ترین اشخاص و از لغزش به دور بوده است و از گناه و معصیت معصوم می باشد.

پیامبر اسلام شایسته‪ی چنین محبتی است زیرا اطاعت از او اطاعت از خداوند بوده و سنت او بعد از کلام خداوندی دومین مرجع و منهج انسان مسلمان است. و همچنین آن شخصیت مبارک برای کسانی که خواهان مراتب عالیه‪ی انسانی و خواستار رسیدن به مجد و بزرگواری هستند الگو و راهنما است

پیامبر اسلام لایق چنین محبتی است زیرا امانتی را که خداوند به او سپرده بود به بهترین و نیکوترین شیوه ادا نمود و رسالت خویش را بدون هیچ کم و کاستی ادا و امت اسلامی را نهایت دلسوزی نصیحت و پند داده است. و آن چنانکه لازم بود به خاطر دین اسلام به گونه ای کوشید که دولت اسلام را در جزیرة‪العرب پا بر جا ساخت. او سزاوار چنین محبتی است زیرا به راستی وجود مبارکش همچون نورافکنی پرنور تمام جهان را منور ساخته و برای بشریت مایه‌ی هدایت و رحمت شد

برای اثبات این ادعا کافی است به صادق ترین سخن یعنی کلام خدا رجوع کنیم:

}لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرً} [احزاب:۲۱]

»همانا سرمشق و الگوی زیبایی در پیامبر خدا برای شماست، برای کسانی که امید به خدا داشته و جویای قیامت باشند و خدا را بسیار یاد کنند«.

یا در سوره انبیاء چنین می فرماید} وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِینَ} [انبیاء:۱۰۷]

»و ما تو را نفرستادیم مگر اینکه برای جهانیان رحمت باشی«.

یا در سوره آل عمران چنین می فرماید }:قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ} [آل عمران:۳۱]

»بگو- ای محمد- اگر خدا را دوست می دارید از من پیروی کنید تا خدا شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشاید و خداوند آمرزنده‌ی مهربان است«

بدیهی است اگر انسان مؤمن از درون نسبت به پیامبر چنین احساسی داشته باشد لازمه‪ی آن اطاعت کامل و تسلیم شدن در برابر اوامر اوست. و تا زمانی که انسان مؤمن به این سطح شایان از محبت و اطاعت از پیامبر نرسد، چنین شخصی در ادعای محبت پیامبر  صادق نبوده و حلقه‪ی ایمان خود را گسسته است. خداوند متعال در این مورد چنین می فرماید

}فَلاَ وَرَبِّکَ لاَ یُؤْمِنُونَ حَتَّىَ یُحَکِّمُوکَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لاَ یَجِدُواْ فِی أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَیْتَ وَیُسَلِّمُواْ تَسْلِیمًا] {نساء:۶۵]

»اما نه به پروردگارت سوگند ـ ای محمد ـ که آنان ایمان نمی‌آورند تا آنکه تو را در اختلافاتی که میانشان اتفاق افتاده داور کنند سپس از قضاوتی که تو می‌کنی هیچ حرجی در دل راه ندهند و تسلیم امر تو گردند«.

و در فضل و بزرگواری و جاودان بودن نام آن حضرت همان بس که خداوند نام او را در میان بشریت برافراشته و او را به عنوان پیشوای همه‪ی نسل ها برگزیده و بر سایر بشریت برتری بخشیده است

نمونه هایی از محبت و فداکاری

اکنون نمونه‪هایی پسندیده از عشق و فداکاری صادقانه‪ی خدا و رسول را برای خوانندگان محترم بیان می‪نماییم

اگر صفحات تاریخ را با سر انگشتان تدبیر ورق زده و به مطالعه‌ی آن بپردازیم به طور مسلم در میان آن نمونه های دلربا و شگفت انگیزی را خواهیم یافت و خواهیم دید که نسل اول مسلمانان- اصحاب و تابعین- چگونه باده‌ی عشق نوشیده و شیرینی و لذت ایمان را چشیده اند.

امام بیهقی و ابن اسحاق در کتاب تاریخ خود چنین روایت می کنند:

یکی از زنان انصار به نام نسیبه دختر کعب در جنگ احد، پدر، برادر و شوهرش به شهادت رسیدند و پس از آنکه خبر شهادت آنان را دریافت کرد، اولین جمله ای که بر زبان آورد، جویا شدن حال رسول خدا بود. زمانی که به او خبر می دهند پیامبر صلی الله علیه وسلم سالم و تندرست است، ایمان ژرف وافرش نسبت به پیامبر چنان او را به وجد می آورد که می گوید: به خدا قسم تا پیامبر را نبینم آرام نمی‪گیرم! او را نزد پیامبر می برند و با دیدن آن ذات پاک الفاظی را که از ایمان ژرف او سرچشمه می گیرد بر زبان جاری ساخته و چنین می گوید: کل مصیبة بعدک جلل یا رسول الله یعنی: ای رسول خدا! با وجود مبارک و شریفت هر مصیبتی برایم سهل و آسان است

ابن عساکر با سند جیّد از بلال حبشی روایت می کند: «او بعد از رحلت پیامبر خدا در منطقه ای نزدیک شام به نام داریا مسکن می گزیند و در یکی از شب‪ها در خواب به خدمت پیامبر شرفیاب می شود، پیامبر به او می گوید: ای بلال! چرا این قدر خشک و بی رغبت هستی؟ آیا وقت آن فرا نرسیده که مرا زیارت کنی؟!!

بلال با حالتی وحشتناک و اندوهگین از خواب پریده و در صبح همان شب بر شترش سوار شده و روانه‪ی مدینه می شود و در آنجا بر مرقد آن بزرگوار حضور یافته و می گرید و پس از دعای علوّ درجات برای پیامبر خدا و دعای آمرزش برای خود به سوی شهر بر می گردد. ناگاه در میان راه به نوه‪های پیامبر حسن و حسین می رسد، آنان را در آغوش کشیده و شروع به بوسیدنشان می کند، حسن و حسین از او درخواست می کنند که دگر بار، آن اذانی را که در زمان پیامبر گفته است برایشان تکرار کند، بلال با درخواست و اصرار آنان بر بام مسجد رفته و در همان مناره‪ای که قبلاً اذان می گفت می‪ایستد و به محض گفتن الله اکبر مدینه را سراپا گریه فرا می گیرد و هنگام گفتن أشهد أن لا إله إلا الله صدای گریه و زاری مدینه شدت می گیرد و هنگامی که به أشهد أنّ محمدا رسول الله می رسد، زنان مدینه از منازل خود بیرون آمده و می پرسند: آیا پیامبر خدا دگربار مبعوث شده است؟

راوی می گوید مدینه تا آن وقت شاهد چنین گریه و زاری مردان و چنان شوق و علاقه ای نبوده است





نوع مطلب : باغ های بهشت، 
برچسب ها : انواع عشق و محبت، محبت خالصانه خدا و رسول، نمونه هایی از محبت و فداکاری، برادری با مومنان، انواع عشق طبیعی،


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

کد متحرک کردن عنوان وب